حسين مدرسى طباطبائى

65

برگى از تاريخ قزوين ( فارسى )

به منصب صدارت آن ولايت بين الاقران ممتاز بود . جامع كمالات صورى و معنوى و در علم اصول و رجال سرآمد روزگار خود و محدث خوب بود . به غايت خوش‌صحبت و بذله‌گو و مطبوع الطبايع و هميشه در مجلس بهشت آيين زياده از ديگران به شرف مكالمه و همزبانى اشراف اختصاص مىيافت و با كمال تقوى و پرهيزكارى از جمال ظاهر نيز حظ وافر داشت و به هم زبانىهاى بىتكلفانه و سليقهء طبعى سرور افزاى خاطر ارباب ادراك و هم صحبتان بود » « 1 » . در كتاب فردوس در تاريخ شوشتر و برخى از مشاهير آن - از آثار قرن يازدهم - از زبان « عبد الواحد بن على شوشترى » از دانشمندان قرن دهم آمده است كه در اواسط اين قرن از اصفهان به قزوين رفتم « و به خانهء مير علاء الملك مرعشى نزول نمودم و او پيش من حاشيهء مطالع قرائت مىنمود و فاضل مدقق ملا ابو الحسن كاشى در آن زمان در قزوين بود و ميان او و مير علاء الملك بر سر امرى رقابت بود و مير علاء الملك مىخواست كه رقيب را آزارى كند . لاجرم در روزى كه خبر گرفته بود كه ملا ابو الحسن بر سر مقبرهء شاهزاده علاء الدين حسين كه محل اجتماع مردم است به سير آمده ، مرا همراه برداشته به آنجا برد و به اتفاق با ملا ابو الحسن ملاقات واقع شد . . » « 2 » . نكات ديگرى كه دربارهء اين مير علاء الملك مىدانيم چنين است « 3 » : 1 - از نوشتهء عالم‌آرا دانسته شد كه او در « علم رجال سرآمد روزگار بود » . مجموعه‌اى خطى به قطع ربعى مشتمل بر سه كتاب در اين علم ( خلاصهء علامه ،

--> ( 1 ) . عالم‌آرا 1 : 146 . در نسخهء چاپى در اينجا نام وى به صورت « مير علاء النبى » آمده كه محرف همين « علاء الملك » است به شهادت نوشتهء خود اين مأخذ در صفحهء 155 . ( 2 ) . فردوس ، چاپ انجمن آثار ملى : 57 . ( 3 ) . صاحب ذريعه در پاورقى صفحات 131 - 132 مجلد دهم آن كتاب و همچنين در مصفى المقال خود : 262 - 266 بحثى مبسوط راجع به آثار مير علاء الملك نموده است .